| غلام نرگس مست تو تاجدارانند | خراب باده لعل تو هوشیارانند | |
| تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز | و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند | |
| ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر | که از یمین و یسارت چه سوگوارانند | |
| گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین | که از تطاول زلفت چه بیقرارانند | |
| نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو | که مستحق کرامت گناهکارانند | |
| نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس | که عندلیب تو از هر طرف هزارانند | |
| تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من | پیاده میروم و همرهان سوارانند | |
| بیا به میکده و چهره ارغوانی کن | مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند | |
| خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد | که بستگان کمند تو رستگارانند |
| لطف خدا بیشتر از جرم ماست | نکته ء سربسته چه دانى خموش |
این روزها زنده مانی می کنم
کاش نزدیک باشد
کاش ببیننم
هیچ وقت یه نفرو نخواهم بخشید
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند تو این را که لااقل ! می دانستی چرا؟
سلااااممممم به دوستای بامعرفتم
خوبین خوشیننن؟؟؟ کارا و خریدای عید تموم شد خدا بخواد؟؟ 

ما که علاوه بر اینااا 2 3 تا مهمونی پرکار هم خونمون داشتیممم اونارو هم راه انداختیم خداروشکر.... این بود که اصلآ وقت نمیشد آپ کنم
(معذرررت)
وووااااای چیزی به عید نمونده ........پارسال همین وقتا سپه سالار بودم این حاجی فیروزم می خوند بارونم میومد .....بوی عیــــــــــــــدی پیچیده بود ... دلم خواست

ارباب خودم سامبولی بلیکم
ارباب خودم سرتو بالا کن
ارباب خودم بزبز قندی
ارباب خودم چرا نمی خندی
ارباب خودم پاشو بهاره
بلبل اومده تو سبزه زاره
حاجی فیروزم
سالی یه روزم
انقد دوس داشتم بودیم عید و یه سفره هفت سین خوشگل با تخم مرغای رنگی درست می کردم البته چیدیم هاا ولی اونجوری که وقت بذاریم و ابتکار بزنیم نه ...
پیشاپیش عیدتونم مبارککککک 
واستون بهترین ها رو آرزو می کنم
فک کنم همون دعای معروف سال تحویل از همه آرزو ها کاملتر و خوشگلتره ....
شما هم منو یادتون نره ....ایشالا واسه همه سال خوبی باشه....پر از اتفاقای خوب!
راستی یه چیزی ..... احتمالآ من دیگه اینجا رو آپ نمی کنم
ولی حتمآ حتمآ بهتون سر میزنم و ایشالا با یه وب دیگه که درباره سفر هست بر میگردم
دوستون دارمممممم ...خوش باشین

آدم شب امتحانه که توانایی هاشو می شناسه تا حالا روحمم خبر نداشت انقد توانایی های بالقوه و بالفعل و بالذات و از این قبیل دارم..
من کلآ دقیقه آدم نودم (الان همه میگین از آپ کردنت معلومه) ولی خداییش نمیدونم چه رازی تو این دقیقه آخرهست که انقد ضریب هوشیاری رو بالا میبره
یه آزمون داشتم پریروز که تا دیروزش اصلآ تصمیم نگرفته بودم شرکت کنم یا نه ولی همون شب که به اجبار !! قبول کردم برم سر جلسه با اجازتون نمیدونم چه جوری از ساعت 9 تا شیرین 4 صبح انقد شیک !! خوندم
شما بگید من تو اوضاع عادیش که هیچ کاری هم ندارم چند صفحه کتا بو بزور ورق میزنم ته شم انقد غر میزنم که این فرمولا چیه کیه اصلآ من باید بخونم چه جوری حفظ کنم
ولی اَمون از این شب امتحان که غوغا می کنه!!...
همین فرمول ها یی که 3 4 روزه از گوشه چشم نگا میکنم بلکه یه روی خوشی بهم نشون بدن برم سمتشون ، انقد آسون و الکی بودن اون شب که زل زده بودم ببینم همونا بودن ...
حالا الانم جو گرفتتم که منی که تو اون 1 شب این همه راندمانم بالا بود و اون همه درس و خوندم واسه چی از الان وقت بیخودی بذارم ...(سوت )
من اصن هیچ وقت درست بشو نیستم....
بهارررررررررررر......
بهارو دوست دارم نه بخاطر زیبایی هاش فقط
نه بخاطری که تو این فصل بدنیا اومدم....

بخاطر اینکه یه امید به زندگی ِ شیرینی هم با خودش میاره که همه آدما منتظریه سال بهتر یه بهار بهتریه طراوت بیشتر واسه زندگیشونن
واسه اینه که عاشق بهارم ...!!!
بخاطر اینه که دوسش دارم چون عید و با خودش میاره ، تموم لحظه های شیرین بچگی ِهممون ،عیدی های کوچیک ولی شادی های بزرگ..... خدایا هیچ وقت فصل بهارو ازمون نگیر ...پادشاه فصل هاتو
دانلود آهنگ بهار بهار مرحوم عبداللهی
تموم حسامون نسبت به بهار تو این آهنگ جمع شده
بهار بهار صدا همون صدا بود بهار بهار چه اسم آشنایی
صدای شاخه ها و ریشه ها بود صدات میاد اما خودت کجایی
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه خیاط ما یه غربیل باغچه ما یه گلدون
عید و اورد از تو کوچه تو خونه خونه ما همیشه منتظر یه مهمون
بهار بهار یه مهمون قدیمی یه آشنا که مثل قصه ها بود
یه آشنای ساده و صمیمی خواب و خیال همه بچه ها بود
یادش بخیر بچگیا چه خوب بود آخ که چه زود قلک عیدیهامون
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود وقتی شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت
خنده به دلمردگی زمین کرد وا شدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد یه حرف که از حرفهای من کتاب شد
من و با حسی دیگه آشنا کرد حیف که همش یوال بی جواب شد
دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود
--------------------------------------------------
پ.ن1 : چقد آپم طولانی شد ... داشت یادم میرفت بازی ای که جوجو جونم
دعوتیده بود و بازی کنم:
کدوم وبلاگ رو بیشتر دوس دارین ؟ وبلاگ این دوستم رو (همیشه دلنشین مختصر مفید می نویسه) کامنتای کدوم یکی از کامنت گذار ها رو بیشتر دوس دارین ؟
کامنتای بابا رو . 
خب باید چند نفر رو بدعوتیم :دی . منم سارا.سالار ، سایه و او ، السای کوچولو، سانیا، صدفی ، رو به بازی میدعوتم . در ضمن بازی اجباری نیست :دی .
جوجو جون داشتی کپی پیستو
--------------------------------------------------
پ.ن2 : قالبم و خیلی دوس داشتم ولی واسه تنوع اینو درست کردم واسه بهار .. چه جوریه آیا؟

